اگر شما هم از آن دسته خوانندگانی هستید که هر روز با اصطلاحاتی مثل «قیمت دلار»، «بازار سرمایه»، «نوسان‌گیری» و «اعتبار بانکی» بمباران می‌شوید، احتمالاً تا امروز این مفاهیم برایتان مبهم و دست‌نیافتنی بوده‌اند. یووال نوح هراری در کتاب «پول» نه یک درس اقتصاد خشک، بلکه یک «روشن‌گری» تمام‌عیار ارائه می‌کند که برای درک عمیق وضعیت کنونی ایران، حکم چراغ قوه‌ای را دارد در تاریکی مطلق.

گره‌گشایی از معمای «اعتماد»؛ بن‌بستی به نام دلار و طلا

در وضعیت کنونی اقتصاد ایران، شاهد یک پارادوکس هستیم: از یک سو، مقامات رسمی بر لزوم «اعتمادآفرینی» تأکید می‌کنند و از سوی دیگر، مردم به هر قیمتی شده به دنبال «پناهگاه امن» برای سرمایه‌ی خود (عمدتاً دلار، طلا و مسکن) هستند. روزنامه‌ها بارها این دور باطل را توصیف کرده‌اند: «خروج سرمایه از تولید به سمت بازارهای سوداگرانه».هراری با صراحت می‌گوید«پول یک واقعیت مادی نیست؛ پول یک سازه‌ی روان‌شناختی است و فقط در تخیل مشترک ما معنا دارد.»

این جمله برای خواننده‌ی ایرانی کلید طلایی است. هراری به ما یادآوری می‌شود که ارزش اسکناس ریالی شما نه در کاغذ آن، بلکه در «اعتماد جمعی» به دولت و بانک مرکزی است. زمانی که تورم افسارگسیخته می‌شود و روزنامه‌ها مدام از «پایه پولی» و «نقدینگی» می‌نویسند، هراری نشان می‌دهد که این مفاهیم بیرون از ذهن ما وجود ندارند. بحران ریال در ایران، دقیقاً مصداق آن چیزی است که هراری آن را «بحران اعتماد به داستان مشترک» می‌نامد. درک این نکته که پول فقط یک «توافق جمعی» است، توهم «ارزش ذاتی» ارزهای خارجی را از بین می‌برد و وابستگی روانی به دلار را به چالش می‌کشد.

«اعتبار بانکی» در ایران: وقتی تاریخ تکرار می‌شود

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های کتاب، روایت «حباب می‌سی‌سی‌پی» در فرانسه قرن هجدهم است. جمعیتی دیوانه‌وار سهام خریدند، بانک مرکزی پول چاپ کرد و ناگهان همه‌چیز فروپاشید. اگر مطبوعات اقتصادی ایران را دنبال کرده باشید، در سال‌های اخیر بارها با عناوینی مشابه مواجه شده‌اید: «حباب در بازار سرمایه ترکید» یا «افزایش بی‌رویه‌ی نقدینگی».هراری مکانیسمی را توضیح می‌دهد که بانک‌ها در ایران نیز از آن استفاده می‌کنند«بانک‌ها اجازه دارند از هر یک دلار نقد، تا ۱۰ دلار وام بدهند و این یعنی ۹۰ درصد پول در حساب‌ها پوشش نقدی ندارد.» این مفهوم که «اعتبار» صرفاً «اعتماد به آینده» است (یعنی شرط‌بندی روی رشد اقتصادی)، در ایران امروز بشدت آسیب دیده است. وقتی رشد اقتصادی پایین است و نگاه مردم به آینده بدبینانه، بانک‌ها با انبوهی از مطالبات معوق و بدون پشتوانه مواجه می‌شوند. 

از «طمع به سود» تا «فاجعه‌ی زیست‌محیطی» و قشر «بی‌مصرف»

یکی از بحث‌برانگیزترین بخش‌های کتاب، افشای چهره‌ی تاریک سرمایه‌داری است. هراری نقد می‌کند که چگونه «طمع» و «رشد بی‌توقف» منجر به فجایعی مثل تجارت برده و استثمار کارگران شد.

این میان‌اندیشی را روی وضعیت ایران تطبیق دهید:

۱فشار بر منابع طبیعی: ایران درگیر بحران آب و آلودگی هواست. بسیاری از تحلیل‌های روزنامه‌ای، «رشد اقتصادیِ بدون برنامه» و اولویت سود کارخانه‌ها بر حفظ محیط زیست را عامل اصلی می‌دانند. هراری هشدار می‌دهد که وقتی رشد به یک «بت» تبدیل شود، هیچ ملاحظه‌ی اخلاقی جلودار آن نیست.
۲پدیده «طبقه‌ی بی‌مصرف» در ایران:یکی از داغ‌ترین مباحث امروز رسانه‌های ایران، «فقر کارآمد» و «گسترش بی‌کاری فارغ‌التحصیلان» است. هراری پیش‌بینی می‌کند که در قرن ۲۱، الگوریتم‌ها و ربات‌ها میلیون‌ها انسان را «بی‌ارزش اقتصادی» می‌کنند. در ایران که معضل بیکاری ساختاری سال‌هاست حل نشده، این هشدار به ما می‌گوید که راه‌حل‌های سنتی ایجاد اشتغال دیگر جواب نمی‌دهد و برای آینده باید به فکر «معنای زندگی بدون شغل» بود.

«بازار آزاد» یا باندهای قدرت؟ نقد ایدئولوژی حاکم

در حالی که برخی جریانات سیاسی در ایران بر «خصوصی‌سازی» و «کاهش دخالت دولت» پافشاری می‌کنند، هراری هشدار می‌دهد که «بازار کاملاً آزاد» خود به تنهایی نمی‌تواند کار کنداو می‌نویسد: «اصلاً چیزی به نام بازاری که فارغ از همه‌ی سوگیری‌های سیاسی باشد وجود ندارد.»این نکته برای اقتصاد ایران حیاتی است. روزنامه‌ها پر است از گزارش‌های «رانت‌خواری»، «شبه‌خصوصی‌سازی» و «باندهای ثروت». هراری به ما می‌آموزد که اگر دولت از صحنه خارج شود، الزاماً بهشت به وجود نمی‌آید، بلکه راه برای انحصارهای جدید و بی‌رحمانه‌ی سرمایه‌داران باز می‌شود. 

 

کانال در بله:

https://ble.ir/katabngasht

کانال در ایتا: 

https://web.eitaa.com/#@ashour13630126katabngasht