در جستجوی حقیقتی که زندان است
14 خرداد 00:49 · · خواندن 4 دقیقه آیا تا به حال به این فکر کردهاید که روانپزشکی که امروز به شما تشخیص «اختلال» میدهد، چه نسبتی با زندانبان قرن هجدهمی دارد؟ یا اینکه چرا در جامعهای زندگی میکنیم که همه چیز درباره «جنسیت» سخن میگوید، اما هیچکس واقعاً از آن حرف نمیزند؟ میشل فوکو، فیلسوف شورشی فرانسوی، پاسخ شگفتانگیزی به این پرسشها دارد: آنچه ما «حقیقت» و «دانش» مینامیم، هرگز خنثی و بیطرف نبوده است. دانش، زنجیر دیگری است به نام قدرت.
کتاب «دانش و قدرت» نه یک اثر فلسفی خشک و دشوار، بلکه نقشهای خواندنی برای ورود به جهان پرالتهاب اندیشههای فوکوست. این کتاب با این جمله والتر لیمن آغاز میشود: «وقتی ما همه یک نوع میاندیشیم، هیچ یک از ما نمیاندیشد.» و این دقیقاً همان جایی است که فوکو ایستاده است: در برابر اندیشهی یکسان، در برابر حقیقتهای مسلم گرفته شدهای که نفس کشیدن را از ما گرفتهاند.
فوکو در کتاب تاریخ دیوانگی خود، سفری شگفتانگیز را روایت میکند: در دوران رنسانس، دیوانگان را سوار بر کشتی میکردند تا در مسیر رودخانهها به جستجوی فرزانگی بروند. آنها بخشی از جامعه بودند، هرچند در حاشیه. اما با ظهور «عصر خرد» (عصر کلاسیک) ناگهان همه چیز تغییر کرد. به دستور پادشاه فرانسه در سال ۱۶۵۶، بیمارستان عمومی تأسیس شد و دیوانگان، تهیدستان، تبهکاران و گدایان همگی در یک جا محبوس شدند. چرا؟ چون جامعهای که خود را «خردمند» میخواند، دیگر تاب تحمل «دیگری» را نداشت.
اما فوکو نمیایستد. او قلم خود را تیزتر میکند و نشان میدهد که روشنفکران «انسان دوست» قرن نوزدهمی (توک و پینل) که دیوانگان را از زنجیر رها کردند، در واقع زنجیرهای ظریفتری بر روان آنها انداختند. به قلم فوکو: «دیگر جسم آدمی در معرض شکنجههای طاقتفرسا قرار نمیگیرد، بلکه هدف اصلی کیفرشناسی جدید روان آدمی است.» و این همان هشدار دهشتناک فوکوست: زندان بزرگ عصر کلاسیک، اکنون در درون وجدان ما بازسازی شده است.
یکی از جنجالیترین اعلامیههای فوکو در کتاب «واژهها و چیزها» این است: «انسان، موجودی است که از دیدگاه معرفت شناسانه، خاستگاه تاریخی او به دورانی نسبتاً نزدیک، یعنی دوران معاصر، بازمیگردد.» بله، درست خواندید. «انسان» به معنایی که ما امروز به کار میبریم (فاعلی آزاد، خودآگاه و مرکز جهان)، اختراعی است تاریخی و تا پیش از قرن هجدهم وجود نداشت! فوکو حتی فراتر میرود و اعلام میکند که «دوران انسان به سر آمده است» و مرگ انسان، نویدبخش ظهور فرانسان نیچهای خواهد بود. این اعلامیه در محافل روشنفکری چنان شوکی ایجاد کرد که شهرت فوکو را از سارتر نیز فراتر برد.
اما چرا؟ چون فوکو نشان میدهد که انسان مدرن گرفتار یک توهم اساسی است: او خود را فاعل شناسایی (سوژه) میپندارد، در حالی که همزمان موضوع شناسایی (ابژه) است. او فرمانروایی است در بند. زیستشناسی، اقتصاد و زبانشناسی، سه زنجیر نامرئیای هستند که او را به کرانمندی و محدودیت محکوم میکنند. ما فکر میکنیم زبان را به کار میگیریم، اما این زبان و قواعد نانوشتهاش هستند که ما را میسازند.
فوکو در شاهکار دیگرش، «مراقبت و مجازات»، صحنهای وحشتناک را پیش روی ما میگذارد: شکنجه و اعدام علنی رابرت فرانسوا دامیین در سال ۱۷۵۷. بدن او تکهتکه میشود و جمعیت نظاره گر است. هشتاد سال بعد، زندان مدرن با برنامه های منظم و مجازاتهای انسانی جایگزین این صحنه شده است. ظاهراً این «پیشرفت» است. اما فوکو با واژگونی این تصور میگوید: «روش دوم، برخلاف ظاهر آرام و انسانی آن، هراس آورتر و در عمق خشنتر از روش نخست است.»
چرا؟ چون قدرت مدرن از اعمال خشونت مستقیم بر بدن، به سمت «میکروفیزیک قدرت» حرکت کرده است. پاناپتیکون بنتام (زندان مدور با برج دیدبانی در وسط) نه فقط الگوی زندانها، که الگوی مدارس، بیمارستانها، کارخانه ها و حتی ادارات مدرن شده است. ما همه در سلولهایی نشستهایم که از برج دیدبانی قدرت دائماً تحت نظارتیم، بدون اینکه بدانیم کی و کجا نگاهمان میکنند. و این نظارت، ما را به «سوژه هایی مطیع و سودآور» تبدیل کرده است.
فوکو در آخرین ضربه خود به خودپسندی مدرنیته، نظریۀ فروید و مارکوزه درباره «سرکوب جنسی» را واژگون میکند. او با شواهدی تاریخی نشان میدهد که قرن ویکتوریایی که به پنهانکاری و ریاکاری جنسی معروف است، در واقع دوره انفجار گفتمانها درباره جنسیت بود. در این دوره بود که همجنسگرایی، خودارضایی و انحرافات جنسی «کشف» و طبقهبندی و وارد ادبیات پزشکی و روانپزشکی شدند. فوکو میگوید: «جنسیت نه تنها سرکوب نشده، بلکه بهطور فزایندهای موجب انفجار گفتمانهای گوناگون گردیده است.» قدرت مدرن نیاز دارد که شما از «حقیقت» جنسی خود بگویید، اعتراف کنید، و این اعتراف را به دست کارشناس (روانکاو، پزشک، مربی) بسپارید تا او آن را تفسیر کند. اینگونه است که شما تبدیل به «سوژه جنسی» میشوید و دیگری (متخصص) تبدیل به «استاد حقیقتیاب» میگردد.
کانال در بله:
کانال در ایتا:
https://web.eitaa.com/#@ashour13630126katabngasht