فلسفهای به رنگ لاجورد
9 خرداد · · خواندن 4 دقیقه شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در هیاهوی زندگی روزمره، با این پرسش روبهرو شوید: «آیا میتوان در جهان مدرن، در این عصر راززدایی شده و پر از تکنولوژی و سیاست و اقتصاد، همچنان دل به معنویت بست؟» آیا جایی برای «حیرت» و «طمأنینه» و «سبکبالی» در این همه سنگینی و شتاب باقی مانده است؟ سروش دباغ، فیلسوف و پژوهشگر نامآشنای اخلاق و دین، در کتاب «فلسفه لاجوردی سپهری» به این پرسش بنیادین پاسخی شاعرانه و در عین حال عمیقاً فلسفی میدهد: آری، اما نه از طریق بازگشت به عرفان سنتی و مناسک خشک فقهی، بلکه از طریق «بازخوانی انتقادی» میراث عرفانی و زیستن در «هیچستان» و «آبیرنگی» که سهراب سپهری برای ما به یادگار گذاشته است.
این کتاب، مجموعهای از جستارها و گفتگوهایی است که در آنها سهراب سپهری نه به عنوان شاعری نازکاندیش و گوشهگیر، که به عنوان «سالکی مدرن» معرفی میشود؛ کسی که با «فلسفه لاجوردی» خود، از دوگانگی سوژه و ابژه و تار و پود مفاهیم خشک فلسفی عبور میکند و به مواجههای پیشامفهومی و بیواسطه با هستی دست مییابد. دباغ با بهرهگیری از مفاهیمی چون «مرگآگاهی» به جای «مرگاندیشی»، «بیخودی» به جای «باخودی»، و «ایمان از سر طمأنینه» به جای ایمان شورمندانه، تصویری از سلوک معنوی در جهان امروز ترسیم میکند که نه تنها با خرد و عقلانیت جدید سر ناسازگاری ندارد، بلکه میتواند درمانی برای خودشیفتگی، اضطراب و بیگانگی انسان معاصر باشد.
از «فلسفه لاجوردی» تا «آبیِ» بیکران
عنوان کتاب برگرفته از شعری از سپهری در دفتر «ما هیچ، ما نگاه» است: «روزی که دانش لب آب زندگی میکرد / انسان در تنبلی لطیف یک مرتع / با فلسفههای لاجوردی خوش بود». دباغ در جستاری با همین نام، به واکاوی این «فلسفه لاجوردی» میپردازد: فلسفهای که نه از سنخ معرفت گزارهای است و نه معرفت مهارتی، بلکه «دانشی پیشامفهومی» و «پیشاتصدیقی» است؛ همان دانشی که در کودکی و در روزگار «انسان در متن عناصر» جاری بود. سپهری در «اطاق آبی» خود مینویسد: «اطاق آبی خالی بود مثل روان تائوئیست. می شد در آن به آرامش در تهی رسید... آبی آشنا بود. من کنار کویر بودم و بالای سرم آبی فراوان بود». این «تهی» به مثابه «هیچستان» عرفانی سپهری، نه به معنای پوچی و نیستی، که به معنای گشودگی به سوی بیكرانگی و رهایی از قید و بند اضداد و اعداد است.
خواننده در این کتاب با مفاهیمی آشنا میشود که او را از سطح شعر به عمق سلوک معنوی سپهری میبرد. از «غربت و حیرت» در عشق اگزیستانسیل: «صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است که در انتهای صمیمیت حزن میروید» تا «مرگ در ذهن اقاقی» که پایان کبوتر نیست؛ از «غم سبز» به مثابه پذیرش وجه تراژیک هستی تا «تهی شدگی» و «آرامش سرد» ویتگنشتاینی که در آن سالک با طمأنینه، اما نه با سستی، رو به سوی لایتناهی میآورد.
سپهری و شریعتی: دو کویرنورد
یکی از جذابترین بخشهای کتاب، بازخوانی تطبیقی «کویریات» علی شریعتی با هشت کتاب سپهری است. دباغ با ظرافت نشان میدهد که چگونه دو شخصیت به ظاهر متضاد فرهنگ معاصر ایران – یکی عارفِ بریده از سیاست و دیگری روشنفکر انقلابی – در ژرفای هستی با هم ملاقات میکنند. هر دو از «تنهایی»، «عشق» و «هبوط در کویر» سخن میگویند؛ هر دو «هستی ترس انگیز» را تجربه میکنند و هر دو دغدغه «مواجهه با بیكرانگی» دارند. اما تفاوت در این است که شریعتی در «فضای سایهرنگ» و حیرت و عصیان متوقف میماند، در حالی که سپهری از آن عبور میکند و به «روشنی» و «نورخواری» میرسد: «و فکر کن که چه تنهاست / اگر که ماهی کوچک، دچار آبی دریای بیکران باشد». کویر شریعتی هرگز از «آرامش سرد» فراتر نمیرود، اما کویر سپهری سرشار از «طراوت تکرار» و «آواز آبها» است.
آیا این کتاب برای من است؟
اگر از آن دسته خوانندگانی هستید که شعر سپهری را دوست دارید، اما تنها در سطح زیباییشناسی و صور خیال با آن برخورد کردهاید، این کتاب را یکبار دیگر باز میکند. اگر فیلسوفان اگزیستانس، هایدگر، ویتگنشتاین و یونگ را دنبال میکنید و میخواهید ببینید که چگونه مفاهیم آنان در شعر و عرفان ایرانی بازتاب یافته است، این کتاب سرشار از شگفتی است. و اگر صرفاً جستجوگر «معنایی برای زیستن» در این روزگارِ پُر از «چراغهای تاریک رابطه» هستید، این کتاب چشم اندازی روشن پیش رویتان میگشاید: «پشت هیچستان رگهای هوا، پر قاصدهایی است که خبر میآرند، از گل واشدهی دورترین بوتهی خاک».
سروش دباغ در این کتاب نشان میدهد که سهراب سپهری فقط یک شاعر خوش آهنگ و نقاش طبیعت نیست، بلکه «سالکی مدرن» است که پیش از ما راه «بیخودیِ مثبت»، «مرگآگاهی»، «عشق اگزیستانسیل» و «فلسفه لاجوردی» را پیموده و میراثی ماندگار برای «آشتی با جهان راززدایی شده» بر جای نهاده است. خواندن این کتاب را به همه کسانی که دلتنگ «طراوت تکرار» و «سمت خیال دوست» هستند، با تمام وجود توصیه میکنم.
کانال در بله:
کانال در ایتا:
https://web.eitaa.com/#@ashour13630126katabngasht