پیشگفتاری برای یک شوک فکری
30 اردیبهشت · · خواندن 3 دقیقه آیا تا به حال برایتان پیش آمده که هنگام تماشای یک مسابقه فوتبال، ناگهان احساس کنید اشک در چشمانتان حلقه زده و با هزاران نفر ناشناس همزمان فریاد میزنید؟ آیا وقتی یک آهنگ قدیمی از رادیو پخش میشود، ناگهان خود را در نقطهای بیرون از زمان و مکان حس کردهاید؟ اگر پاسخ شما آری است، کتاب «بازاندیشی درباره رسانه، دین و فرهنگ» نوشته استوارت ام. هوور و نات الندبای، دقیقاً برای شما نوشته شده است. این کتاب یک «ماجراجویی فکری» است که مرزهای سنتی میان کلیسا و استادیوم، میان کتاب مقدس و سریالهای تلویزیونی، و میان دعا کردن و اسکرول کردن در اینترنت را فرو میریزد.
نویسندگان کتاب از همان سطرهای نخست، با ما رو راست هستند. آنها میگویند که «روزنامهنگاران حرفهای و دینداران معتقد، در دو سوی شکاف فرهنگی گستردهای که معلول سوءتفاهم است، مبهوت به هم مینگردند» . اما مشکل فقط بیاعتمادی این دو گروه نیست. مشکل بزرگتر جایی است که پژوهشگران رسانه و پژوهشگران دین نیز در دو سوی همین شکاف ایستادهاند و از کنار درهمتنیدگی شگفتانگیز این دو حوزه عبور کردهاند. پاسخ این کتاب به این شکاف، یک «نظریه سهجانبه» است: دین، رسانه و فرهنگ را نمیتوان به صورت جفتی (دین و رسانه، یا رسانه و فرهنگ) بررسی کرد. این سه حوزه در یک «مثلث پویا» با یکدیگر تعامل دارند. همانطور که در متن تأکید شده، نویسندگان معتقدند که «با بررسی ادبیات دینی موجود و نیز معانی فرهنگی و مناسک دینی، به طرح و تبیین ابعاد دیگری از ارتباط این حوزههای سهگانه با یکدیگر خواهیم پرداخت» .
رسانه به مثابه آیین: انقلابی در تعریف دین
شاید جذابترین بخش این کتاب، بسط استعاره «رسانه به مثابه آیین» باشد. نویسندگان با الهام از انسانشناسی ویکتور ترنر نشان میدهند که تماشای تلویزیون دقیقاً همان ساختار «مناسک ابتدایی» را دارد: جدایی از زندگی روزمره، ورود به «مرحله آستانهای» (لیمینال) که در آن قوانین عادی معلق میشود، و سپس بازگشت با هویتی تازه. در کتاب میخوانیم: «کاری با الهام از تلقی گیرتز از فرهنگ، تحقیقات رسانهای را گونهای مصاحبت و همدلی آیینی به شمار میآورد که طی آن تمام دستاندرکاران اصلی شاغل در رسانهها، درباره اهمیت معنا تأمل و ژرفاندیشی میکنند.» این جمله، در یک عبارت، انقلاب کتاب را خلاصه میکند: رسانه فقط «مجری» پیام نیست، رسانه «صحنه برگزاری» آیین است. وقتی شما اخبار را تماشا میکنید، در یک مراسم عبادی مدرن شرکت میکنید که در آن «گزارشگر خبر» نقش کاهن را ایفا میکند.
از فرشتههای موتورسیکلتسوار تا قبیلههای مجازی
یکی از مثالهای درخشان کتاب، تحلیل خردهفرهنگهای موسیقی و فرقههای هواداری از سریالهای علمی-تخیلی است. نویسندگان نشان میدهند که چگونه یک خواننده پاپ میتواند با استفاده از نمادهای مسیحیت، به یک «نماد مقدس» تبدیل شود. در کتاب به تحلیل فرقه «استارترک» اشاره شده که پیروان آن «در اعمال و مناسک دینی خود به عنوان فرایند شکلگیری و بقای مجموعهای از قوانین شرعی یا شریعتی حضور پیدا میکنند» اما شاید مهمترین مفهومی که این کتاب به ما هدیه میدهد، ایده «قبایل کوچنشین احساسی» است. نویسندگان توصیف میکنند که چگونه جوانان امروز «هیچ دلبستگی خاصی به مکان و منطقهای خاص ندارند و از هیچ مکان و سرزمینی هویت خود را بر نمیگیرند، بلکه این جوانان هستند که حداقل برای مدتی کوتاه و لحظهای گذرا به مکانها هویت میبخشند.»این جمله توصیف دقیقی از زیست «جهان مجازی» ماست، جهانی که در آن هویتها سیال، گروهها موقتی و مناسک، هر روز و هر لحظه در حال بازآفرینی هستند.
خواندن این کتاب یک تجربه فکری تمامعیار است. شما پس از آن دیگر نمیتوانید با سادهانگاری به تلویزیون نگاه کنید یا با تحقیر به مخاطبان برنامههای مذهبی بنگرید. شما میآموزید که انسان امروز، همان انسان دیروز است با همان نیازهای مقدس؛ فقط ابزارهای تقدیس عوض شدهاند. هوور و الندبای در پایان کتاب خود میگویند: «امیدواریم کتاب حاضر، مفاهیم و اصطلاحاتی را عرضه کند که در فهم درست این تعاملات در زندگی کنونی مفید و سودمند واقع شود» این وعدهای است که کتاب به خوبی به آن وفا میکند.اگر آماده یک «بازاندیشی» واقعی درباره هر آنچه «مقدس» میپندارید هستید، این کتاب را همین حالا شروع کنید. قول میدهم دیگر مثل قبل نخواهید بود.
کانال در بله:
کانال در ایتا:
https://web.eitaa.com/#@ashour13630126katabngasht