در پاییز ۱۳۹۸، زمانی که مشغول نوشتن رساله دکتری خود در باب مسائل کلامی در آثار غزالی و مولانا بودم، کتابی به دستم رسید که مسیر فکری‌ام را برای همیشه تغییر داد. کتاب «وقتی دین شریر می‌شود» نوشته دکتر چارلز کیمبال، استاد ادیان تطبیقی در دانشگاه ویک فارست و دانش‌آموخته هاروارد. در آن روزها، ذهنم پر بود از پرسش‌های دیرینه کلامی در باب شرور و نسبت آن با خدای رحمان. اما این کتاب از زاویه‌ای دیگر به مسئله نگاه می‌کرد: نه اینکه شر از کجا می‌آید، بلکه اینکه دینِ مقدس چگونه می‌تواند خود به منبع شر تبدیل شود.

آنچه مرا شگفت‌زده کرد، نه پاسخهای قطعی، بلکه پرسشهای بنیادینی بود که کیمبال پیش روی خواننده می‌گذارد. او با چیره‌دستی یک مورخ ادیان و شجاعت یک کشیشِ معتقد، نشان می‌دهد که ادیان بزرگ جهان -یهودیت، مسیحیت و اسلام- نه فقط قربانی خشونت شده‌اند، بلکه در مقاطعی از تاریخ، خود به نیروی محرک خشونت و نفرت بدل گشته‌اند. این افشاگری تلخ، به ویژه برای کسی که سالها در فضای معنوی و عرفانی آثار فارسی زیست کرده، در عین دردناکی، روشنگر بود.

از آن روز تا امروز، سالها می‌گذرد. در این مدت، تمام توان خود را صرف ترجمه این اثر ارزشمند به فارسی کرده‌ام. ساعتها و روزها با متن کیمبال زیسته‌ام، با نمونه‌های تاریخی‌اش حیرت‌زده و با امیدش به آینده، امیدوار شده‌ام. اکنون ترجمه‌ای کامل و ویراسته از این کتاب پیش رو دارم؛ کتابی که در سال ۲۰۰۲ از سوی مجله «پابلیشرز ویکلی» به عنوان بهترین کتاب در حوزه دین برگزیده شد و توجه میلیونها خواننده را در سراسر جهان به خود جلب کرد. اما اینجا، در ایران، هنوز ناشری برای آن پیدا نکرده‌ام.این یادداشت را می‌نویسم تا شاید صدای این کتاب به گوش ناشران دغدغه‌مند برسد و نیز خوانندگانی که تشنه درکی عمیقتر از نسبت دین و خشونت در جهان امروز هستند.

کیمبال در این کتاب، پیچیدگیهای مسئله را با زیبایی و شفافیت تمام توضیح می‌دهد. او با ارائه پنج نشانه هشدار که دین در حال تبدیل شدن به نیرویی شریر است، راهنمایی عملی برای تشخیص دین سالم از دین فاسد به دست می‌دهد.

اولین نشانه، ادعای حقیقت مطلق است.هنگامی که تفسیرهای خاص از متون مقدس به گزاره‌هایی خشک و انعطاف‌ناپذیر تبدیل می‌شوند و دیگر جای هیچ پرسشی باقی نمی‌گذارند، نخستین گام به سوی فاجعه برداشته شده است. کیمبال با ذکر نمونه‌هایی از مسیحیان بنیادگرا که به پزشکان سقط جنین حمله می‌کنند و توجیهات قرآنی بمبگذاران انتحاری، نشان می‌دهد که چگونه انسانها با تبدیل برداشت خود از حقیقت به خود حقیقت، مرتکب وحشیانه‌ترین اعمال به نام خدا می‌شوند.

نشانه دوم، اطاعت کورکورانه است.کیمبال با بررسی گروه‌های افراطی مانند آئوم شینریکیو در ژاپن (که با گاز سارین به متروی توکیو حمله کرد) و معبد مردم به رهبری جیم جونز (که منجر به خودکشی دسته جمعی ۹۱۴ نفر شد)، الگویی تکان‌دهنده را آشکار می‌کند: چگونه یک رهبر کاریزماتیک می‌تواند پیروان خود را از جامعه جدا کند، آزادی اندیشه‌شان را سلب نماید و آنها را به سوی نابودی سوق دهد. ماجرای جونز که از یک کشیش طرفدار حقوق مدنی به «خدای کارگر سوسیالیست» تبدیل شد و صدها نفر را در جنگلهای گویان به کام مرگ فرستاد، یکی از هولناکترین فصلهای این کتاب است.

نشانه سوم، تعیین زمان «ایده‌آل» یا آخرالزمانی است. کیمبال نشان می‌دهد که چگونه یهودیان افراطی با آرزوی بازسازی معبد سوم در مکان مسجدالاقصی، مسیحیان «پیشاهزاره باور» که منتظر آرماگدون و ظهور ثانویه مسیح هستند، و مسلمانان طالبان که به دنبال تحمیل نسخهای آرمانشهری از شریعت بودند، همگی قربانی این توهم شده‌اند که زمان ایده‌آل را می‌توان با زور و خشونت پیش آورد.

نشانه چهارم، «هدف وسیله را توجیه می‌کند» است.درگیریهای هندو-مسلمان در آیودیا، جنگهای صلیبی، رفتار مسیحیان با یهودیان در طول تاریخ و حتی رسوایی آزار جنسی کشیشان کاتولیک، همگی نمونه‌هایی از این فسادند: دفاع از فضای مقدس، هویت جمعی یا نهاد کلیسا به هر قیمتی، حتی به بهای نادیده گرفتن قاعده طلایی.

نشانه پنجم، اعلام جنگ مقدس است. کیمبال تاریخ خونبار جنگهای صلیبی را مرور می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه صلیبیون کشتار زنان و کودکان مسلمان و یهودی در اورشلیم را نه یک گناه، بلکه یک «عمل توبه» تلقی می‌کردند. او با قاطعیت نتیجه می‌گیرد که جنگ مقدس، هرگز مقدس نیست.

اما آنچه این کتاب را از آثار مشابه متمایز می‌کند، نه هشدارهایش که امیدش است. کیمبال معتقد است که راه حل مشکلات دین را نه در کنار گذاشتن دین، بلکه در بازگشت به منابع اصیل آن باید جست. او با معرفی مفهوم «قطب‌نمای معنوی» -شامل اصولی مانند ایمان، امید و عشق- نشان می‌دهد که چگونه می‌توان در عین پایبندی به سنت خود، با پیروان دیگر ادیان با احترام و فروتنی رفتار کرد. او از تجربه شخصی خود به عنوان مسیحیِ متعهدی که یک پدربزرگ یهودی داشته و سالها در خاورمیانه زندگی کرده، الگویی از «تکثرگرایی مذهبی مسئولانه» ارائه می‌دهد که هم به ریشه‌های خود وفادار است و هم به دیگران احترام می‌گذارد.

من به عنوان کسی که سالها در فضای اسلامی و عرفان ایرانی تحقیق کرده، معتقدم که این کتاب برای مخاطب فارسی‌زبان ایران، یک نیاز فوری است. این کتاب به ما می‌آموزد که چگونه دین خود را از آسیبِ «شریر شدن» مصون بداریم و چگونه در جامعه‌ای با تنوع فزاینده ادیان و جهان‌بینی‌ها، با دیگرانی که با ما تفاوت دارند، زندگی مسالمت‌آمیز داشته باشیم.

کتاب «وقتی دین شریر می‌شود» برای دانشجویان الهیات و مطالعات دینی، روحانیان و رهبران مذهبی که با چالشهای تفسیر متون مقدس در عصر جدید مواجه‌اند، فعالان اجتماعی که نگران نسبت دین و خشونت هستند، معلمان و مربیانی که می‌خواهند نسل جوان را با چهره واقعی ادیان آشنا کنند، و هر شهروند دغدغه‌مندی که می‌خواهد درک عمیقتری از پرتنش‌ترین رویدادهای جهان معاصر -از ۱۱ سپتامبر تا غزه و از جنگهای صلیبی تا داعش- پیدا کند، اثری حیاتی و خواندنی است.

و اما از ناشر محترمی که شاید این سطور را می‌خواند: این کتاب میراثی است از یکی از برجسته‌ترین محققان ادیان در جهان. ترجمه‌ای روان، دقیق و ویراسته از آن آماده انتشار است. مشکلات مالی -که بر همه ما در این روزگار سایه افکنده- مانع از آن شده که خود اقدام به چاپ کنم. اما ارزش و ضرورت این اثر برای جامعۀ علمی و فرهنگی ایران چنان است که حاضر نیستم از تلاش برای یافتن ناشری دغدغه‌مند دست بکشم.