«هرج و مرج کنترول شده» انتخاب یک ملت محصور
17 اردیبهشت · · خواندن 3 دقیقه «کسی که میکوشد مرا در بند قدرت مطلق خویش درآورد، خود را در وضعیت جنگی با من قرار داده است»(جان لاک، رسالۀ دوم، فصل سوم، بند ۱۷) اگر لاک در ایران امروز میزیست، چه حکمی دربارۀ حق «آمریکا» برای حمله به ایران و حق «ایران» برای دفاع از خود صادر میکرد؟ پاسخ، به زبان ساده و بر اساس اصول لاک، این است: لاک «حق حمله» را به هیچ دولتی نمیدهد، اما «حق دفاع مشروع» را نه تنها برای ایران، که برای هر ملتی در برابر تجاوز، مطلق، مقدس و بیقید و شرط میداند.
لاک «وضعیت جنگی» را با «استفاده از زور بدون حق» تعریف میکند. او میگوید: «زور و تجاوز از جانب هر کسی که باشد، زور و تجاوز است؛ خواه این ستم توسط یک متجاوز انجام شود و خواه توسط کسانی که منصوب به جهت اجرای عدالتند». به عبارت دیگر، آمریکا و اسرائیل نمیتوانند با استناد به «حقوق بینالملل» یا «قانون اساسی خود» به زور خود مشروعیت ببخشند.
لاک اصل «ابر قدرت مشترک» را شرط خروج از وضعیت طبیعت میداند. در نظام بینالملل امروز، هیچ «حاکم مشترک زمینی» با اقتدار قضایی الزامآور وجود ندارد. از منظر لاک، «نبود یک داور بیطرف با قدرت داوری، همۀ انسانها (و به تبع آن، همۀ دولتها) را در وضعیت طبیعت قرار میدهد». اما وضعیت طبیعت، به خودی خود، مجوز حمله نیست. لاک قاطعانه میگوید وضعیت طبیعت «وضعیت صلح، خیرخواهی و همیاری است، نه جنگ و دشمنی» . صرف «نبود داور» به هیچ کس حق نمیدهد که داور خودش شود و به دیگری حمله کند. در منطق لاک، وضعیت جنگی زمانی آغاز میشود که یک طرف «طرحی آرام و از پیش تعیینشده برای جان دیگری» بریزد.
لاک «فتح» و «غصب» را هرگز منشأ حق حاکمیت نمیداند. او به صراحت میگوید: «فاتح ناعادل هرگز بر مغلوب حق حاکمیت ندارد». حمله به ایران بدون مصوبۀ شورای امنیت و بدون ادلۀ قانعکننده در دادگاه کیفری بینالمللی، از دید لاک ناعادلانه است و سکوت جامعۀ جهانی یا حتی ائتلاف چند کشور، آن را عادلانه نمیکند. این حملات نه فقط قطعنامههای شورای امنیت، که وجدان جمعی بشر را نقض کردهاند.
لاک نظریۀ دفاع مشروع را با منطقی سرراست و بیپرده بنا میکند. او میگوید: «بر اساس قانون بنیادین طبیعت، انسان تا آنجا که ممکن است باید حفظ شود، و زمانی که نمیتوان همه را حفظ کرد، امنیت بیگناه بر دیگران مقدم است».در منازعۀ کنونی، رسانههای ایران بر «مقاومت» و «دفاع از حریم کشور» تأکید دارند و این جنگ را «سومین جنگ تحمیلی» مینامند. از منظر لاک، این ادعا کاملاً مشروع است. «کشتن یک دزد، حتی اگر به من آسیبی نرسانده باشد، عملی مشروع است، زیرا او با استفاده از زور در جایی که هیچ حقی ندارد، خود را در وضعیت جنگی با من قرار داده است». در قیاس با وضعیت امروز، اگر ایران اثبات کند که حملات آمریکا و اسرائیل «زور بدون حق» است، لاک به ایران اجازه میدهد نه فقط در برابر حملات موجود، که برای «پیشگیری از خطر قریبالوقوع» نیز دست به اقدام نظامی بزند. فرماندهان ایرانی با اعلام «دکترین تهاجمی» و هشدار «اگر جنگی آغاز شود، به جنگ منطقهای تبدیل خواهد شد»، در حال اعمال همین منطق لاکی هستند: «اگر محصور شوم و میان جنگ و تسلیم مجبور به انتخاب باشم، هرجومرج کنترلشده را انتخاب میکنم».
لاک فراتر میرود: «حتی در جایی که میتوان به قانون و قاضی متوسل شد، اما عدالت با وارونهنمایی آشکار قانون انکار شود، جز وضعیت جنگی چیزی نمیتوان تصور کرد». در سپهر سیاست بینالملل امروز، که شورای امنیت عملاً فلج شده و دیوان کیفری بینالمللی تحت فشار قدرتهای بزرگ است، ایران میتواند از منظر لاکی ادعا کند که «متوسل شدن به دادگاههای بینالمللی، راهی به جایی نمیبرد» و «تنها راهی که باقی میماند، توسل به آسمان است» . این «توسل به آسمان» همان است که لاک آن را حق نهایی ملتی میداند که بر روی زمین دادخواهی ندارد.
کانال در بله:
کانال در ایتا:
https://web.eitaa.com/#@ashour13630126katabngasht