معرفی بر کتاب «نظم گفتار» نوشتۀ میشل فوکو
21 اردیبهشت · · «نظم گفتار» متن درس کوتاه اما بسیار پرمحتوا، یکی از مهمترین نوشته های فوکو به شمار میرود، زیرا او در آن، به شکلی فشرده و روشن، چارچوب کلیِ پروژۀ فکری خود را ترسیم میکند. فوکو در این سخنرانی، که در فضای پرتنش سیاسی و اجتماعی پس از اعتراضات مه ۱۹۶۸ فرانسه ایراد شد، از «گفتار» نه به عنوان یک پدیدۀ زبانی ساده، بلکه به عنوان میدان نبردِ قدرت، میل و حقیقت سخن میگوید. او نشان میدهد که در هر جامعهای، تولید گفتار تحت نظارت، انتخاب و سازماندهی دقیقی قرار میگیرد تا خطرهای بالقوۀ آن مهار شود.
فوکو فرضیۀ اصلی خود را اینگونه مطرح میکند: «در هر جامعهای، تولید گفتار کاری است که نظارت و انتخاب ، سازمانیابی و توزیع آن با کاربرد شیوههایی که نقش آنها برگرداندن قدرتها، خطرهای گفتار، چیرهشدن بر روند اتفاقی رویداد نهفته در آن، و مصون ماندن از مادیت سنگین و ترسناک آن است، صورت میگیرد.» به بیان ساده، گفتار همواره از طریق نظامهای طرد، محدود و تملک، «رقیق» و کنترل میشود. او سه نظام بیرونی طرد را معرفی میکند: ۱) «سخن ممنوع» (ممنوعیتهای موضوعی، موقعیتی و مربوط به گوینده)، ۲) «تقسیمبندی عاقل و دیوانه»، و ۳) «اراده به حقیقت». این نظامها، به ویژه در حوزههای سیاست و جنسیت، با شدت بیشتری عمل میکنند و رابطۀ عمیق میان گفتار، میل و قدرت را آشکار میسازند.
«اراده به حقیقت» مهمترین و پیچیدهترین این نظامهاست. فوکو نشان میدهد که تمایز میان گفتار راست و دروغ، یک تمایز معرفتی ناب نیست، بلکه یک دستگاه تاریخی، نهادی و خشونت آمیز است. او این اراده را از یونان باستان (گذار از گفتار تشریفاتی و قدرتمند شاعران به گفتار مبتنی بر صدق و کذب در فلسفۀ افلاطون) تا علم مدرن (که با نهادهای آموزش و نشر بازتولید میشود) دنبال میکند. اراده به حقیقت، همواره در حال تقویت و عمیقتر شدن است و گفتار قانون نیز برای مشروعیت یافتن، ناچار به تکیه بر آن است. اما در پس این اراده، میل و قدرتی نهفته که خود را پنهان میکند.
در کنار این نظامهای بیرونی، فوکو از «نظامهای درونی» نظارت بر گفتار نیز سخن میگوید که خود گفتارها برای مهار «رویداد» به کار میبرند. نخستین نظام درونی، «تفسیر» است که با تکیه بر اختلاف سطح میان متون بنیادین و تفاسیر، امکان تولید بیپایان گفتار را فراهم میآورد، اما در عین حال، همواره مدعی است حقیقتی از پیش نهفته را بازمیگوید. دومین نظام، «مؤلف» است که با نسبت دادن گفتار به یک منبع وحدت بخش، آن را محدود و معنادار میسازد. سومین نظام، «مادۀ علمی» است که با تعریف قلمروی از اشیاء، روشها و قواعد، شرط «در راستای حقیقت بودن» را برای ورود گزارهها تعیین میکند. مثال معروف فوکو دربارۀ مندل نشان میدهد که «راست گفتن» برای پذیرفته شدن در یک علم کافی نیست؛ بلکه باید در چارچوب قاعدهمندیهای مسلط آن مادۀ علمی قرار گرفت.
سومین گروه از شیوههای نظارت بر گفتار، به جای کنترل خود گفتارها، به کنترل «جانهای سخنگو» میپردازد. این شیوهها تعیین میکنند که چه کسی مجاز به ورود به نظم گفتار است. فوکو از «رسالۀ آداب»، «انجمنهای سخن»، «آیینها» و سرانجام نظام «تعلیم و تربیت» به عنوان ابزاری برای «تملک اجتماعی گفتارها» نام میبرد. او نتیجه میگیرد که در زیر ظاهر سخن دوستی تمدن غرب، نوعی «سخنگریزی» عمیق و ترس پنهانی از رویدادگی، خشونت و بینظمی نهفته در گفتار وجود دارد.
برای تحلیل این ترس و رهایی از محدودیتها، فوکو چهار اصل روش شناختی را پیشنهاد میکند: اصل «برگرداندن معنا» (به جای جستجوی منابع مثبت گفتار، آنها را به عنوان اصول محدودکننده تحلیل کنیم)، اصل «ناپیوستگی» (گفتارها را نه به عنوان جریانی پیوسته، بلکه به عنوان مجموعههایی ناپیوسته در نظر بگیریم)، اصل «خودویژگی» (گفتار را خشونتی نسبت به اشیاء بدانیم، نه بازتابی شفاف از واقعیت)، و اصل «برونیت» (به جای جستجوی معنای پنهان، به شرایط بیرونی امکان گفتار توجه کنیم). او سپس برنامۀ کاری خود را در دو محور «انتقادی» (تحلیل نظامهای طرد و محدودیت) و «تبارشناختی» (بررسی چگونگی تشکیل سلسلههای منظم گفتار) سامان میدهد.
«نظم گفتار» نه تنها دروازهای به سوی اندیشۀ فوکو است، بلکه متنی بنیادین برای درک نظریه های انتقادی معاصر، تحلیل گفتمان، و مطالعات قدرت و دانش به شمار میرود. فوکو در پایان، با تجلیل از استادان خود (به ویژه ژان هیپولیت)، نشان میدهد که فلسفۀ او با عبور از هگل و تکیه بر مفاهیم تکرار، رویداد و تماس با غیرفلسفه، مسیر تازهای را پیش روی اندیشه میگشاید. این کتاب به ما میآموزد که هر بار که سخن میگوییم، درون شبکهای از محدودیتها و قدرتهایی قرار داریم که نهفته عمل میکنند؛ اما آگاهی از این نظامها، نخستین گام برای مقاومت در برابر آنهاست.
کانال در بله:
کانال در ایتا:
https://web.eitaa.com/#@ashour13630126katabngasht